پس بصیرت کجاست ؟

 

با اندکی توجه در خصوص مباحث پیش آمده در خصوص آقای مشایی به نکاتی شگرف در خصوص تحلیل این موارد بر خواهیم خورد . همانطور که می دانیم هشت سال هجمه علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در دولت اصلاحات بعنوان رویکردی است که همه به آن اذهان داشته و دارند و آنقدر موضوع در این خصوص موجود می باشد که در این مقال نمی گنجد ولی می دانیم که تضعیف جایگاه ولایت و سعی در شکست و از بین بردن هیمنه اصلی و عمود نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از اهداف جنبش سبز اصلاحات و انقلاب مخملی بوده و می باشد و امتداد همین استراتژی ناکام در چهار سال دولت آقای دکتر احمدی نژاد ادامه داشته و پیوند این موارد به حوادث اخیر و آشوبهای خیابانی مدعیان قانون گرائی بوده و می باشد

سوالی که به اذهان می رسد این است که براندازان و دشمنان بیرونی و مرعوبین داخلی را چه شده است که حامی ولایت شده اند ؟

از برکات دولت کریمه آقای دکتر احمدی نژاد این است که همه مخالفین ولایت و افرادی که 8 سال هجمه علیه نظام و رهبری نموده اند حالا پیرو ولایت شده اند و این امر مبارک و خجسته است

نکته بعد شائبه های ایجاد شده در خصوص ولایت مداری آقای دکتر احمدی نژاد است به یقین ملت فهیم و با بصیرت و دشمن شناس ایران می دانند که آقای دکتر اندکی از اصول انقلاب و رهبری فاصله نگرفته و نمی گیرد

لذا انتقادات بی مورد و غلط می باشد

در خصوی آقایان اژه ای و صفار باید گفت آقای دکتر نسبت به هر دو این بزرگواران انتقاد داشته اند به آقای صفار در خصوص مباحث فرهنگی و راضی نبودن از روند مدیریتی ایشان (از ماهها قبل از حوادث اخیر ) یعنی آنطور که باید باشد نمی باشد

همینطور دیگر آقایان حالا سوال از آقای صفار این است که آب در آسیاب دشمنان ریختن و خیل کثیری از عناصر حزب اللهی بی تحلیل را به وادی شک و شبهه افکندن و دشمن شاد کردن هم استراتژی جدید ایشان است ؟

چرا بچه های حزب اللهی ما نسبت به عملکرد و گفتار و رفتار خود اندکی تامل نمی کنند ؟چرا عده ای با دشمنان هم نوا شده اند؟ پس بصیرت کجاست ؟ خواص طرفدار حق حواس خود را می بایست بیش از پیش جمع نمایند

آقایانی که از لزوم ولایت مداری ساعتی و روزی صحبت می کنند بهتر است بجای وارد شدن به این مقولات بی اهمیت به منویات مقام عظمای ولایت در خصوص بصیرت و لزوم توجه به این موارد توجه نمایند . همانطور که می دانیم حضرت آیت الله خامنه ای در خصوص تحلیل موارد پیش آمده فرمودند:

هر فردی با هر عنوان و موقعیتی، اگر بخواهد جامعه را به سمت ناامنی سوق دهد از نظر عموم ملت ایران، انسان منفوری است.نخبگان هوشیار باشند زیرا هرگونه حرف، تحلیل، و اقدام آنان که موجب بر هم خوردن امنیت جامعه شود، حرکت در خلاف مسیر ملت ایران است.همه باید مراقب گفتار و مواضع و حتی نگفتن‌های خود باشند زیرا نگفتن مسائلی که باید گفت، عمل نکردن به وظیفه است و گفتن مسائلی که نباید گفت، عمل کردن بر خلاف وظیفه است.

لذا توجه به این امر و اینکه تحلیل ها و عدم مراقبت از گفتار و رویکردهای بس مخرب آن که متاسفانه در بسیاری از سایتها و حتی روزنامه های ( تا دیروز ) طرفدار دولت ..... می بینید . دوستان اینجاست که اهمیت بصیرت روشن و مشخص می شود .

جالب است بیشتر افرادی که در خصوص ولایت شاخص مشخص می کنند در اردوگاه ...... هستند ...... اندکی بهوش باشید سحر نزدیک است

در پایان توجه همه عناصر حزب اللهی و متعهد را به فرازهائی از بیانات مقام معظم رهبری در خصوص لزوم داشتن بصیرت و دشمن شناسی جلب می نمایم .

مهمترین‌ نیاز نسل‌ جوان‌ کشور عمق‌ بخشیدن‌ به‌ ایمان‌، بصیرت‌ و معرفت‌ خود است‌.
80/12/8

 

اگر بصیرت نباشد، شخص در تشخیص جایگاه خود و موقعیت دشمن، اشتباه می کند و همانگونه که متأسفانه در مسائل سیاسی، دینی و اجتماعی بارها اتفاق افتاده است، جبهه خودی را مورد حمله قرار می دهد.
86/10/12

 

در نتیجه فقدان بیدارى و پایدارى است که ملتها دچار غفلت مى‏شوند، واقعیتها را تشخیص نمى‏دهند، حقایق را نمى‏فهمند و یا با وجود درک حقایق نمى‏توانند پایدارى و ایستادگى کنند و بر همین اساس تاریخ بشر آکنده از محنتهاى بزرگ ملتهاست.

77/8/12


امیرالمؤمنین علیه‏السّلام از اوایل نوجوانی تا هنگام مرگ، دو صفت «بصیرت» و «صبر» - بیداری و پایداری - را با خود همراه داشت. او یک لحظه دچار غفلت و کج فهمی و انحراف فکری و بد تشخیص دادن واقعیتها نشد. از همان وقتی که از غار حرا و کوه نور، پرچم اسلام به دست پیامبر برافراشته شد و کلمه «لااله‏الاالله» بر زبان آن بزرگوار جاری شد و حرکت نبوت و رسالت آغاز گردید، این واقعیت درخشان را علی‏بن ابی‏طالب علیه‏السّلام تشخیص داد؛ پای این تشخیص هم ایستاد و با مشکلات آن هم ساخت؛ اگر تلاش لازم داشت، آن تلاش را هم انجام داد؛ اگر مبارزه لازم داشت، آن مبارزه را کرد؛ اگر جانفشانی می‏خواست، جان خود را در طبق اخلاص گذاشت و به میدان برد و اگر کار سیاسی و فعالیت حکومت‏داری و کشورداری می‏خواست، آن را انجام داد. بصیرت و بیداری او، یک لحظه از او جدا نشد. دوم، صبر و پایداری کرد و در این راه استوار و صراطمستقیم، استقامت ورزید. این استقامت ورزیدن، خسته نشدن، مغلوب خواسته‏ها و هواهای نفس انسانی - که انسان را به تنبلی و رها کردن کار فرا می‏خواند - نشدن، نکته مهمی است.


آری؛ عصمت امیرالمؤمنین علیه‏السّلام قابل تقلید نیست. شخصیت امیرالمؤمنین علیه‏السّلام قابل مقایسه با هیچ کس نیست. هر کدام از انسانهای بزرگی که ما در محیط و یا در تاریخ خودمان هم مشاهده کرده‏ایم، اگر بخواهند با امیرالمؤمنین علیه‏السّلام مقایسه شوند، مثل مقایسه ذرّه با آفتاب است - قابل مقایسه نیستند - اما این دو خصوصیت در امیرالمؤمنین علیه‏السّلام قابل تقلید و قابل پیروی است. کسی نمی‏تواند بگوید که اگر امیرالمؤمنین علیه‏السّلام صبر و بصیرت - یعنی بیداری و پایداری - داشت به خاطر این بود که امیرالمؤمنین بود. همه در این خصوصیت باید سعی کنند که خودشان را به امیرالمؤمنین علیه‏السّلام نزدیک کنند؛ هر چه همت و استعدادشان باشد.


عزیزان من! تمام مشکلاتی که برای افراد یا اجتماعات بشر پیش می‏آید، بر اثر یکی از این دو است: یا عدم بصیرت، یا عدم صبر. یا دچار غفلت می‏شوند، واقعیتها را تشخیص نمی‏دهند، حقایقها را نمی‏فهمند، یا با وجود فهمیدن واقعیّات، از ایستادگی خسته می‏شوند. لذاست که به خاطر یکی از این دو، یا هر دو، تاریخ بشر پُر از محنتهای بزرگ ملتهاست؛ پُر از غلبه‏ی زورگویان عالم بر ملتهای ضعیف‏النّفس و غافل است. دهها سال - گاهی صدها سال - یک ملت مقهور سیاست یک جهانخوار و یک قدرت بزرگ بوده است. چرا؟ مگر اینها انسان نبوده‏اند؟ بله، انسان بوده‏اند؛ لیکن یا بصیرت نداشته‏اند، یا اگر بصیرت داشته‏اند، در راه آن آگاهی خود، فاقد صبر لازم را بوده‏اند؛ یعنی یا بیداری نداشته‏اند، یا پایداری نداشته‏اند.


در طول سالهای قبل از انقلاب، هرچه شما عقب بروید، محنت، ذلّت، بدبختی، فشارهای گوناگون از طبقات حاکم و سلطه و زورگویی و تحقیر از طرف قدرتهای بیگانه را در کشور ما می‏بینید. در این کشور، سالهای متمادی انگلیسیها، سالهای متمادی روسها، سالهای متمادی هر دو، و در نهایت سالهای متمادی امریکاییها، هرچه تصمیم گرفتند، نسبت به این ملت انجام دادند. ملت ما همین ملت بود و همین استعدادها را داشت - که امروز بحمدالله در میدانهای گوناگون، استعدادهای شما جوانان مثل ستاره و خورشید می‏درخشد - اما به خاطر حکومتهای ناباب و به‏خاطر تربیتهای غلط، بصیرت و صبرش کم بود.

وقتی در برهه‏ای از زمان، آگاهان جامعه، بزرگان جامعه، دانایان جامعه و کسی مثل امام بزرگوار پیدا شدند، در مردم بصیرت دمیدند، مردم را به صبر وادار کردند، «و تواصوا بالحق و تواصوبالصبر» را در جامعه رایج کردند، این دریای خروشان به‏وجود آمد و توانست آن تاریخ سرتاپا ذلّت و محنت را قطع کند و تسلّط بیگانگان را بر این کشور از میان بردارد.


شما امروز وقتی در افق سیاسی جهان نگاه می‏کنید، اگر یک ملت وجود داشته باشد که هیچ سلطه خارجی بر آن نیست، آن ملت، ملت ایران است. اگر تعدادی ملتها و کشورها با این خصوصیت وجود داشته باشند، باز در رأس آن کشورها، ایران و ملت ایران است. چرا؟ چون به وسیله این مردم، به وسیله جوانان این ملت، به وسیله مسؤولان این ملت، به وسیله رهبران و هدایتگران این ملت، بصیرت و صبر از امیرالمؤمنین علیه‏السّلام آموخته شد.

این دو خصوصیت این قدر مهمّ است! امروز هم در دنیا کسانی که در رأس قدرتهای سیاسی زور گو و مداخله‏گر، یا در رأس کمپانیهای اقتصادی، یا در رأس دستگاههای سرطان‏گونه تبلیغاتی و شبکه‏های عظیم سودجوی تبلیغات قرار گرفته‏اند، از طریق یکی از این دو خصوصیت بر ملتها حکم می‏رانند و زورگویی می‏کنند.

یا سعی می‏کنند ملتها را در غفلت نگه‏دارند و بصیرت آنها را از آنها بگیرند - اگر هم نتوانند به طور کلّی از آنها بصیرت را سلب کنند، در یک مورد که یک مسأله خاص برایشان مهمّ است، سعی می‏کنند بیداری ملتها و بصیرت انسانها را در آن جامعه سلب نمایند - یا آنها را دچار بی‏صبری کنند.

گاهی یک ملت و یک مجموعه انسان، در یک راه درست دچار بی‏صبری می‏شوند. این بی‏صبری هم یک امر تلقینی است؛ می‏شود به ملتها تلقین کرد. امروز شما بدانید که در شبکه‏های تبلیغاتی، میلیاردها دلار خرج می‏شود، برای تلقین همین چیزها در ملتها، که آنها را یا از تشخیص درست، یا از صبر صحیح و کامل دور بیندازند و دور کنند. علّتِ این که استکبار و در رأس قدرتهای استکباری، رژیم ایالات متّحده امریکا با انقلاب اسلامی و با جمهوری اسلامی مخالف است، این است که جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی، یک بیداری جهانی را طرّاحی و زمینه‏سازی کرد. شاید شما شنیده باشید که تحلیلگران بخشهای سیاسی امروز کشور امریکا، در سمینارهای تخصّصی و در جلسات ویژه، این کلمه را بر زبان آورده‏اند که امروز بزرگترین مشکل برای ما «انقلاب اسلامی» است. چرا بزرگترین مشکل است؟ حدّاکثر این است که ملتی راه خودش را از راه این دولت زورگو جدا کرده است؛ اما مشکل بودنش به خاطر چیست؟ مشکل بودن به خاطر این است که استکبار از غفلت ملتها استفاده می‏کند. وقتی نقطه‏ای در دنیا به وجود آمد که بیداری را در جهان پراکنده کرد، ملتها بیدار شدند، به راهی رهنمایی شدند، یک تجربه عملی به دست آوردند، آن مرکز می‏شود دشمن آن سیاستهایی که می‏خواهند ملتها در خواب و در غفلت بمانند. بله؛ حقیقت همین است.

ملت ایران و انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی موجب شدند که ملتهای دیگر بیدار شوند. در آن زمانی که این انقلاب عظیم پیش نیامده بود و این ملت این طور رها و آزاد و با نشاط و پرتوان وارد صحنه نشده بود، خیلی از کشورهایی که امروز فریاد اسلامخواهی بلند کرده‏اند، فریاد دشمنی با امریکا بلند کرده‏اند و از دخالتهای امریکا در کشورشان بیزار شده‏اند، این طور نبودند؛ سرهایشان را پایین انداخته بودند و زندگی می‏کردند! اگر یک وقت هم روشنفکر و عالمی در میان آنها پیدا می‏شد و به آنها یک کلمه حرفی می‏زد، می‏گفتند: آقا نمی‏شود، فایده‏ای ندارد؛ مگر می‏شود از زیر سلطه امریکا کسی خودش را نجات دهد؟ می‏گفتند نمی‏شود؛ مأیوس بودند. انقلاب اسلامی ایران این ابر یأس را از افق زندگی و دید ملتها زدود؛ بسیاری از ملتها بیدار و امیدوار شدند و جوانان به سمت اسلام گرایش پیدا کردند. وقتی ملتها به اسلام رو بیاورند، چه ضرری برای استکبار دارد؟ معلوم است؛ اسلام با سلطه یک قدرت استکباری بر ملت مسلمان مخالف است. اسلام نمی‏گذارد؛ کما این که در ایران این طور است.


شما جوانان عزیز بدانید: در این کشوری که شما زندگی می‏کنید، امروز هیچ‏گونه تسلّطی نه امریکا و نه هیچ قدرت دیگری بر این کشور و بر سیاستهای این کشور و بر دولت این کشور ندارد. روزگاری در این کشور، سفیر امریکا و سفیر انگلیس، هرچه می‏خواستند به رؤسای این کشور دیکته می‏کردند! آن روز اگر سفیر امریکا در مهمترین مسائل جهانی و داخلی نظری داشت و آن نظر را به محمّدرضا پهلوی که شاه ایران بود و یا به نخست وزیر او و یا به هر یک از وزرایش می‏گفت؛ محال بود آنها بر طبق آن نظر عمل نکنند! حتّی اگر برخلاف منافع شخصی آنها هم بود، ناچار بودند عمل کنند. مدّتی تلاشی می‏کردند، دست و پایی می‏زدند، لیکن مجبور بودند عمل کنند. تسلّط بیگانگان در این کشور این‏گونه بود.


در این کشور چند روزی مانده بود به این‏که مدّت قرارداد نفت ایران و انگلیس تمام شود. چند نفر در دوره پهلوی اوّل نشستند قراردادی را تنظیم کردند که تا حدودی منافع ایران در آن رعایت می‏شد. رضاخان وارد جلسه هیأت وزرا شد، رفت آن نوشته را از مقابل وزیر ذی‏ربط برداشت و همان‏جا جلوِ چشمشان داخل بخاری انداخت و سوزاند! چرا؟ چون قبلاً سفیر و فرستاده انگلیس پیش او آمده بود و یکی، دو ساعت با او جلسه خصوصی برگزار کرده بود و در آن جلسه خصوصی، آنچه باید به آن شخص بگوید، گفته بود و او هم آمد چیزی را که حتّی اندکی منافع ایران را تأمین می‏کرد و دشمن و بیگانه آن را تحمّل نمی‏نمود، داخل بخاری انداخت و سوزاند و از بین برد! عزیزان من! تمام تاریخ دوران پهلوی در این کشور، این گونه گذشته است. منافع ملت، اوّلِ کار تحت‏الشّعاع منافع انگلیس، بعد هم در این سی، چهل سال اخیر، تحت‏الشّعاع منافع امریکا. اگر منافع امریکا در چیزی بود، در کاری بود، در معامله‏ای بود، محال بود که مسؤولان این کشور برخلاف آن رفتار کنند؛ بر طبق‏نظر آنها رفتار می‏کردند. انقلاب‏آمد، این بساط غلط، این معادله غلط و این رابطه بسیار تحقیرآمیز و ذلّت‏بار را به هم زد.


پس از تسخیر لانه جاسوسی امریکا، امریکاییها تکرار کردند که چرا این کار را کردید؟ این اهانت بود؛ این تجاوز به حدود بین‏المللی بود. بعضی خیال می‏کنند که لانه جاسوسی را که دانشجویان ما تسخیر کردند، واقعاً این‏گونه بوده است؛ نه. بعد از انقلاب، این ملت و نظام جمهوری اسلامی، نهایت مدارا را با امریکاییها کردند. اوّلِ انقلاب، مردم به‏خاطر بُغضی که نسبت به امریکاییها داشتند، رفتند عناصری از سفارت را دستگیر کردند و به همین مدرسه رفاه و علوی - که محلّ اقامت امام بزرگوار بود - آوردند؛ اما امام دستور دادند آنها را آزاد کردند و وسایل را فراهم نمودند که اگر می‏خواهند از کشور خارج شوند، با سلامت خارج شوند و رفتند. کسی به آنها تعرّضی نکرد.


امریکا دست‏بردار نبود. آنها در همان ماههای اوّلِ انقلاب، هر روز یک توطئه و یک حرکت علیه انقلاب کردند؛ هر روز با این ملت یک طور دشمنی ورزیدند. عکس‏العمل دشمنیهای آنها این شد که جوانان ما رفتند سفارت امریکا را تصرّف کردند و عوامل آن سفارت را مدتی نگهداشتند؛ بعد هم فرستادند و تمام شد و رابطه با امریکا قطع گردید. بنابراین، سیاست استکباری امریکا از روز اوّلِ انقلاب اسلامی، توطئه‏ها و دشمنیهای خود را علیه این انقلاب شروع کرد. البته آنها یقین داشتند که به مدّت کوتاهی خواهند توانست نظام اسلامی و انقلاب را از بین ببرند! مطمئن بودند که این کار را خواهند کرد؛ منتها بد فهمیده بودند و ملت و اسلام و مسؤولان کشور و انقلاب را نشناخته بودند. امروز هم بد می‏فهمند. امروز هم لحن مسؤولان امریکایی علی‏الظّاهر ملایم شده است و به ظاهر تفاوت پیدا کرده است؛ اما باطن قضیه همان است. آنها به کمتر از تسلّط بر منابع سیاسی و اقتصادی این کشور، به چیزی قانع نیستند. آنها می‏خواهند همان بساط قبل از انقلاب تکرار شود. البته در وهله اوّل این را نمی‏گویند؛ اما هدفشان این است. آنها با اصل استقرار حاکمیت اسلام که موجب بیداری و پایداری مردم شده است، مخالفند. هرچیزی که موجب شود ملتها بیدار شوند، هر استکباری و امروز استکبار امریکایی در درجه اوّل، با آن مخالف است؛ چون اینها با بیداری ملتها مخالفند. هرچیزی به مردم پایداری و صبر و استقامت بدهد، در نظر آنها مبغوض است.


اسلام به جوانان پایداری و استقامت می‏دهد. این را در جنگ هشت ساله و در خودِ انقلاب امتحان کردند. دیدند که عشق به اسلام چطور جوانان را با استقامت در صحنه نگه می‏دارد؛ مردم را در مقابل سدّ پولادینِ به ظاهر خلل‏ناپذیر دشمن، وادار به استقامت می‏کند و آن سد را فرو می‏ریزد. این را دیدند، لذا با اسلام دشمنند، با اسلام مخالفند. در تبلیغات خودشان شایع می‏کنند که قطع رابطه ایران و دولت امریکا به ضرر ملت ایران است! نه آقا، صددرصد به نفع ملت ایران است. این یک حربه از اثر افتاده است که بخواهند در میان ملتها این‏طور وانمود کنند که اگر ملتی با امریکا رابطه داشته باشد، از لحاظ اقتصادی و مادّی، همه مشکلاتش بر طرف می‏شود؛ نه، یک روزی بعضی از دولتهای ساده لوح این‏گونه خیال می‏کردند. در کشور ما هم در اوّلِ انقلاب، عدّه‏ای که قدرتی پیدا کرده بودند و در رأس کارها قرار داشتند، این‏گونه خیال می‏کردند؛ لیکن تجربه‏ها در نقاط مختلف دنیا عکس این را ثابت کرد. در کشور الجزایر، مردم مشکلات اقتصادی داشتند - که داستانهای مفصّلی دارد - این‏طور وانمود کردند که رابطه با امریکا، بازکننده این گره‏هاست! در نتیجه به این سمت رفتند؛ اما نتیجه کار آنها را شما امروز می‏بینید که در الجزایر چه خبر است: دولتهای منقطع از مردم، حکومت نظامی ستمگر، سرکوب شدید حرکت مردمی و اسلامی، تسلّط باندهای قدرتی که تا چند ماه قبل از این در روزنامه‏ها می‏خواندید و از رسانه‏ها می‏شنیدید که هرچند روز یک بار در یکی از روستاهای الجزایر، یا در یکی از شهرکهای اطراف مرکز کشور، کشتار و قتل عام بیست نفر، پنجاه نفر، صد نفر به وسیله ایادی شناخته نشده(!) انجام می‏شد.


امام در نامه‏ای که به رهبر شوروی سابق نوشتند، فرمودند: شما که بساط جدیدی را در کشورتان راه می‏اندازید، مواظب باشید که به غرب و به امریکا آن چنان گرایش پیدا نکنید که آنها بر امورتان مسلّط شوند! این توصیه مورد توجّه قرار نگرفت و امروز شما وضعشان را می‏بینید. رابطه با امریکا، از لحاظ اقتصادی، نتیجه‏اش همان چیزی است که امروز شما در روسیه می‏بینید. بسیاری از کشورهایی که من نمی‏خواهم اسم بیاورم و رابطه‏های بسیار خوب و عالی با امریکا دارند، از لحاظ اقتصادی، وضعشان زیر صفر و بسیار بد است و پول ملی‏شان بسیاربسیار بی‏ارزش است. اینها برای ملت ایران تجربه است.

ملت ایران اگر بخواهد وضع مادّی و اقتصادی خود را اصلاح کند - که البته بدون تردید اصلاح خواهد کرد - این به عزم، به اراده، به تصمیم، به کار همه طبقات، به همکاری با دولت و حمایت از مسؤولان کشور، به شجاعت در اقدام، به تأثیر نپذیرفتن از سیاستهای خارجی و به تأثیر نپذیرفتن از تبلیغات بیگانه احتیاج دارد. اینهاست که وضع یک کشور را درست می‏کند؛ نه ارتباط با امریکا، نه رفتن زیر بار زورگویانی که تجربه ارتباط با آنها را ما سالها در این کشور داریم. ملت ایران گولِ این تبلیغات فریبنده دشمن را نمی‏خورد.

 

اگر چه شما جوانان عزیز، آن دورانی را که ما عمری را در آن گذراندیم و سختیها و رنجها و تحقیرهای آن را نسبت به ملت ایران، با همه وجودمان لمس کردیم، ندیدید، اما می‏توانید آن را بشناسید؛ می‏توانید بدانید که آن روز بر ملت ایران چه می‏گذشت. ملت ایران تجربه رابطه دوستانه با امریکا را سالهای متمادی - دهها سال - در این کشور داشته است! این کشور، مأمن صهیونیستها و سرمایه‏داران امریکایی شده بود که به این جا بیایند و خوش بگذرانند؛ نه این که این جا فناوری بیاورند، نه این که علم بیاورند، نه این که سطح دانشگاههای کشور را ارتقاء دهند، نه این که جوانانِ این‏جا را با معلومات و با دانش تربیت کنند. در یک عرصه علمی جهانی هم ایرانیها آن روز حضور قابل توجّهی نداشتند؛ اما امروز همان جوانان ایرانی هستند که در مسابقات علمی جهانی رتبه‏های بالا را به‏دست می‏آورند. آن روز در دنیا، ایران کشور قابل ذکری محسوب نمی‏شد. اگر اسمی از ایران برده می‏شد، به‏خاطر فلان محصول بود - در محافل خواص، نفت؛ در محافل عوام، قالی و فرش! - اما امروز جوانان ایران، رزمندگان ایران، شخصیتهای برجسته ایران، انسانهای والای ایران، جوانان با استعداد و نوآور ایران، ساخته‏های دست جوانان ایران، چشم ملتها و دوستان ایران را خیره می‏کند. موفّقیتهای شما، در اعماق دنیای اسلام، دلها را شاد می‏کند. چرا وقتی شما در فلان مسابقه پیروز می‏شوید، در مصر و فلسطین و سوریه و ترکیه و حتی در بعضی از کشورهای امریکای لاتین، یک عدّه بلند می‏شوند، پایکوبی و شادی می‏کنند؟ چون امروز ایران در دنیا عزیز است. این عزّت، به برکت ایستادگی و به برکت «نه» گفتن به استکبار است. عدّه‏ای از پیشکرده‏های دشمن می‏خواهند این «نه» گفتن را از این ملت بگیرند؛ اما به فضل پروردگار نخواهند توانست.


به شما جوانان عزیز دعا می‏کنم؛ امیدوارم خداوند شما را حفظ و هدایت کند و گامهایتان را استوار بدارد و ذهنهایتان را ان‏شاءالله با بصیرتِ هرچه بیشتر منوّر کند و قلب مقدّس ولی‏عصر را از شما راضی گرداند و روح امام بزرگوار و شهدا را از شما خشنود سازد.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته

77/8/12

 

/ 38 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

راسی یه چیزه دیگه این وب چه ربتی به شهید اوینی داره شما که از رئیس جمهر مب نویسین؟؟؟[سوال]

فاطمه.ض

سلام..بی نهایت سپاسگزارم از حضورتون[گل] به امید دیدار همه ی دوستان در راهپیمایی...[گل]

کیمیا

سلام ... من هم عید رو تبریک می‌گم پیاپیش ... موفق باشین یاعلی

یه نیمه جون زخمی

سلام دوست خوبم ممنونم که اومدی پیشم مطالبتون باید جالب باشه . من هنوز نخوندم اما چند خط اولشو که خوندم برام جالب بود . با اجازه برم بخونم[بازنده]

یه نیمه جون زخمی

نمیدونم چرا اشتباهی ذخیره ی مشخصاتو زده بودم . اصلا مهم نیست![شرمنده]

کیمیا

سلام ممنون که سر زدید. وبلاگ خوبی داری. عیدتون هم مبارک باشه. [گل]

رها

سلام با تاخیر استشمام عطر دل انگیز فطر رو از ژنجره رمضان خدمتتون تبریک می گم. امید که به شکرانه این ماه، عمری بندگی کنیم.

رها

این روزها و طی حوادث اخیر، اصل ولایت خیلی مظلوم واقع شد. هم از طرف برخی حامیان و هم از طرف دشمنان. امتحان سختی بود که شاید به جرات بشه گفت که خیلی ها نتونستند سربلند ازش بیرون بیان. خدا کمکمون کنه که حتی لحظه ای بصیرت و آگاهی مون رو از دست ندیم.

سید فرهاد

با سلام و عرض ادب اگر دیر برای عرض ادب خدمت میرسم مرا ببخشید بیمارو گرفتارم بسم رب الشهداء والصديقين شهدا را به خاک نسپاريم ، به ياد بسپاريم هفته دفاع مقدس يادآور هشت سال حماسه و ايثار دلاورمردان عرصه جهاد و شهادت ، مردان مَرد ، شهيدان والامقامي چون همّت ، باکري ، زينُ الدّين ، چمران ، بروجردي ، متوسّليان ، باقري ، جهان آرا ، بصير ، ... ايثار جانبازان گرانقدر و حرّيّت آزادگان سرافراز ، برفرماندهي کل قوا ، رهبر فرزانه انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي و همه رزمندگان به جا مانده از قافله ايثار و شهادت گرامي باد. دست زهرای مظلوم یارو یاورتان